داستان میزبان خسیس

 

شخصی به مهمانی دوست خسیس رفت.
به محض این که مهمان وارد شد. میزبان پسرش را صدا زد و گفت: پسرم امروز مهمان عزیزی داریم، برو و نیم کیلو از بهترین گوشتی که در بازار است برای او بخر. پسر رفت و بعد از ساعتی دست خالی بازگشت. پدر از او پرسید: پس گوشت چه شد؟!

پسر گفت: به نزد قصاب رفتم وبه او گفتم از بهترین گوشتی که در مغازه داری به ما بده، قصاب گفت: گوشتی به تو خواهم داد که مانند کره باشد.

با خودم گفتم اگر این طور است پس چرا به جای گوشت کره نخرم، پس به نزد بقال رفتم و به او گفتم: از بهترین کره ای که داری به ما بده.

او گفت: کره ای به تو خواهم داد که مثل شیره ی انگور باشد، با خود گفتم اگر این طور است چرا به جای کره شیره ی انگور نخرم پس به قصد خرید آن وارد دکان شدم، و گفتم از بهترین شیره ی انگورت به ما بده، او گفت: شیره ای به تو خواهم داد که چون آب صاف و زلال باشد، با خود گفتم اگر این طور است چرا به خانه نروم، زیرا که ما در خانه به قدر کفایت آب داریم

این گونه بود که دست خالی برگشتم.
پدر گفت: چه پسر زرنگ و باهوشی هستی؛ اما یک چیز را از دست دادی، آنقدر از این مغازه به آن مغازه رفتی که کفشت مستهلک شد. پسر گفت: نه پدر، کفش های مهمان را پوشیده بودم wink

تاکنون ۱ نظر برای این مطلب ثبت شده است .
mona darvishpoor ۳۱ تیر ۰۰ | ۱۰:۱۴

با عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما

ممنون از انتشار محتوای بسیار خوبتون.  بنده هم در زمینه  تولید محتوا در بلاگ های فارسی فعال هستم. اخیرا با وب سایتی آشنا شدم با نام " پرسپت " که محل بسیار مناسبی برای بلاگرها هست. همچنین وقتی فهمیدم که میشه از نوشتن مطالب کسب درآمد هم داشته باشم خیلی برام جذاب بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا این سایت خوب رو به  دوستان دیگرمعرفی کنم. حتما به این سایت خوب مراجعه کنید قطعا امکانات و فضای بهتری رو برای شما  فراهم می کند. آدرس سایت percept.ir هست.

 موفق باشید

سلام 
ممنون از نظرتون 💐
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تمامی حقوق برای کتاب تیره محفوظ است .