کتاب تیره

در دنیای خود زندگی کنید در دنیای ما داستان بخوانید

عید غدیر

 

برخاست و رسالتش را تکمیل کرد؛ می‏‌دانست باغ فردا را چه گل‌‏هایی روشن می‏‌کند. غمگین علف‏‌های هرزه بود؛ و سرمست از عطر گل‏هایی که در راه بودند.

ادامه مطلب
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

داستان فروش خانه

 

مردی از خانه اش راضی نبود، ازدوستش که بنگاه املاک داشت خواست تا خانه اش را بفروشد.دوستش یک آگهی نوشت

ادامه مطلب
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

داستان میزبان خسیس

 

شخصی به مهمانی دوست خسیس رفت.
به محض این که مهمان وارد شد. میزبان پسرش را صدا زد و گفت: پسرم امروز مهمان عزیزی داریم

ادامه مطلب
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

داستان آهنگر با ایمان

 

آهنگری با وجود رنج‌های متعدد و بیماری‌اش عمیقاً به خدا عشق می‌ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت

ادامه مطلب
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

داستان طلبکار گستاخ

 

​​طلبکاری که مدتها سر دوانده شده بود برای وصول طلبش عزم جزم کرد و خنجر برهنه ای برداشت و به سراغ بدهکارش رفت تا طلبش را وصول کند.

ادامه مطلب
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰